تبليغاتX
نجوم 86
وبلاگی برای ارائه مطالب و منابع مفید نجومی

استرلاب را ایرانیان اختراع کرده‌اند، ولی جای تعجب که اختراع آن را به یونانیان نسبت می‌دهند. ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ قرن چهارم هجری در کتاب «الاستیعاب لصناعته استرلاب» می‌نویسد: «استادم ابی سعید احمدبن عبدالجلیل سجزی (سیستانی) استرلابی از نوع ساده ساخت که آنرا ذورقی نام نهاد و من طرح استادم را که طبق اعتقاد او بر حرکت زمین به دور خورشید ساخته شده است، تحسین نمودم، زیرا این استرلاب بر اساس این اعتقاد ساخته شد که حرکت دائمی موجود که محسوس می‌گردد از خود زمین است نه از دیگر افلاک ...

نظریه بطلمیوس و کتاب المجسطی او که زمین را ثابت و خورشید و اجرام آسمانی را بدور زمین گردان تصور می‌نماید، لغو و بی‌اعتبار است و دانشمندان و آگاهان علوم نمی‌توانند با دانش قاطع نظریه حرکت زمین را لغو کنند. مگر فلاسفه و طبیعی‌دانان بتوانند از راه خیالبافی لغو این نظریه را اعلم نمایند.» نکته مهم دیگری که از گفته‌های بیرونی بر می‌آید این است که او و استادش احمد سیستانی ، 580 سال قبل از کپرنیک حرکت زمین را درک کردند. حال آنکه این کشف بزرگ به کپرنیک نسبت داده شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 11:23  توسط س.صابری | 
چندی پیش با دوستان نجومی تصمیم به اجرای پروژه های ساده نجومی در تابستان امسال گرفتیم. لذا برای سهولت انتخاب پروژه آن را به نظرسنجی گذاشتیم که نتایج آن بدین شرح است:

کل شرکت کنندگان: ۱۴ کاربر

۱. رد نظریه زمین مرکزی با ۵ رای ۳۵.۷٪

۲. دهانه های بر خوردی و آلودگی نوری هر کدام ۴ رای ۲۸.۵٪

۳. رد نظریه خورشید مرکزی با ۱ رای ۷.۱٪     (۱<۳.۵=۴/۱۴)

توضیحات بیشتر به زودی به اطلاع خواهد رسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 23:58  توسط س.صابری | 

انسان از زماني كه به عمق آسمان پي برد در اين فكر بود كه آيا موجوداتي فرا زميني و مشابه انسان در آسمان ها زندگي ميكنند؟  و به دنبال اين افكار داستان ها افسانه هايي خلق شد كه ميتوان به سفر مريخي ها به زمين اشاره كرد.

سال ها بعد باور ها مسير خود را به سوي حقيقت تغيير دادند. تا حدي كه از پرستش ستارگان به حقيقتي نسبي كه همان دوران خورشيد مركزي است رسيدند. اولين نقشه آسمان در چين ترسيم شد. اما آن زمان چيني ها نمدانستند چه خدمتي به علم نجوم كرده اند. در قرن 18 ميلادي با استفاده از نقشه هاي آسمان در يافتند كه اگر زمين مركز عالم باشد تمام ستارگان بايد به دور كره ما يكنواخت در گردش باشند و حال ميدانيم كه منشا نقض زمين مركزي كشف ثابت المحل بودن پلاريس يا هان ستاره راهنما بوده است. و از اين مرحله به بعد ميتوان گفت نجوم به معناي واقعي آغاز شد. پس از آنكه گاليله با تلسكوپ خود به ديدار آسمان رفت اطلاعات بسياري از آن انسان شد. گاليله در يافت كه :  فضا بسي عميق تر از تصورات است ؛ لكه هاي خورشيدي را به قيمت از دست دادن بينايي خود كشف كرد و شايد از همه مهم تر مريخ را با تلسكوپ خود كره اي سرخ و خاكي مشاهده كرد.

آن روز ها بود كه شايئات بسياري درباره زندگي موجوداتي آدمنما در مريخ گسترش يافت.

جهشي بر زمان حال ميزنيم. تا دهه 1980 وجود حيات در مريخ سوالي اساسي در ذهن بشر بود. و با ارسال ربات هاي كاوشگر به بهرام احتمال وجود حيات بيشتر شد. و هر روز اطلاعات تازه اي درباره زمين شناسي مريخ به زمين ارسال ميشد. در سال 2006 كاوشگر ققنوس به نقطه تازه اي از مريخ سفر كرد. ققنوس قطب شمال مريخ را براي مطالعه انتخاب كرد و توانست وجود عنصر آب را در عمق بسيار كمي از سطح مريخ ثابت كند. اما تا كنون خبري از حيات در مريخ نيست...

با اين وجود بايد از منظومه خورشيدي خود فاصله بگيريم و به سوي ديگري از عالم بنگريم. مطالعات نشان داده اند كه ميليارد ها كهكشان در عالم وجود دارد كه هر كدام شامل 1000 ها منظومه است. وجود سيارات فراخورشيدي زمين مانند در دور دست امري بديهي و اثبات شده است. و با اندكي تعمق در آيات قرآن كريم ميتوان دريافت كه حيات در ماوراي زمين حقيقتي خيال انگيز است چنانكه ميگويد : و خلق ما في السماوات و ما في الارض به اين معناست كه در آسمان چيز هاي زيادي وجود دارد و ميفرمايد: سبح لله ما في السماوات و ما في الارض يعني آنچه در آسمان و زمين است خداوند را تسبيح ميكنند. و همچنين فرموده است: ... له اسلم من في السماوات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون يعني هركه در آسمان ها و زمين است خواه نا خواه مطيع امر خداست و همه به سوي او باز ميگردند ( آيه 83 سوره آل عمران) و چندين و چند آيه دال بر وجود حيات در آسمان ها.

براستي ما در مقابل خداي بزرگ كه آفريننده هفت آسمان است و ما در مشاهده آسمان اول همچنان عاجزيم، چقدر كوچكيم؟

بيانديشيم و باور كنيم. جهاني كه تصور بزرگيش در ذهن نميگنجد تنها قسمت كوچكي از آفرينش است. و كل آفرينش نسبتي در برابر خدا ندارد. و بزرگي خدا در برابر كوچكي ما چه نسبتي خواهد داشت؟

+ نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت 10:53  توسط س.صابری | 

اطلس ستارگان « دون هوانگ»

این نقشه‌ از آسمان نیمکره‌ی شمالی٬ بخشی از اطلس ستارگان دون هوانگ (یکی از موثر‌ترین مدارک در تاریخ علم نجوم) است. این اطلس قدیمی‌ترین اطلس ستاره‌ای کامل شناخته شده است که تاریخ آن به سال‌های 649 تا 684 پیش از میلاد می‌رسد و در سال 1907 در شهر دون هوانگ که در مسیر جاده‌ی ابریشم قرار دارد٬ کشف شد. تحلیل‌های اخیر و نقشه‌های به کار گرفته در آزمون صحت دقت این اطلس نشان می‌دهد که این اطلس موقعیت بیش از 1300 ستاره را نشانه گذاری می‌کند و به طور کلی 257 گروه ستاره‌ای و جمع اختری را نیز مشخص می کند. موقعیت ستارگان در این اطلس دستی با دقتی در محدوده‌ی چند درجه مشخص شده‌ است.در تصویر بالا که منطقه‌ی قطب شمال را نشان می‌دهد٬ آبگردان  بزرگ صورت فلکی مدرن دب اکبر‌ در بخش پایین نقشه قرار دارد. 12 نقشه‌ی دیگرمناطق استوایی را در بخش‌های 30 درجه‌ای نشان می‌دهند و گروهی مشابه با صورت فلکی مدرن جبار را نیز در بر می‌گیرد. این اطلس در حال حاضر در کتابخانه‌ی بریتیش در لندن به منظور برپایی سال جهانی نجوم در معرض نمایش قرار دارد.

عکس از:

J.-M. Bonnet-Bidaud (CEA, Saclay),

 F. Praderie (Obs. Paris) S. Whitfield (British Library)

+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 6:59  توسط س.صابری | 

باشگاه نجوم خرداد مشهد لغو شد

وعده دیدار جشنواره ساعت های آفتابی

یکشنبه ۱۱ صبح سالن کنفرانس دبیرستان فاتح

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 18:8  توسط س.صابری | 

ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی (زاده توس بسال ۵۹۸ ه.ق. مطابق با ۵۸۰ ه.خ. و متوفای ۱۸ ذی الحجه ۶۷۲ هجری قمری - کاظمین) ملقب به خواجه نصیر طوسی یا خواجه نصیرالدین طوسی (توسی هم نوشته شده)، فیلسوف، متکلم، فقیه، دانشمند، ریاضیدان و سیاستمدار ایرانی شیعه سده هفتم است.
طوسی یکی از سرشناس‌ترین و با نفوذترین چهره‌های تاریخ فکری اسلامی است.
وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 هجری قمری پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند، که شروع آن از سال 638 هجری قمری بود. برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاره شده بود.


او در مراغه رصدخانه‌ای ساخت و کتابخانه‌ای بوجود آورد که حدود چهل هزار جلد کتاب در آن بوده‌است. او با پرورش شاگردانی (همچون قطب الدین شیرازی) و گردآوری دانشمندان ایرانی عامل انتقال تمدن و دانش‌های ایران پیش از مغول به آیندگان شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 11:39  توسط س.صابری | 

اِبْنِ هِیْثَم، ابوعلی حسن (محمد؟) بن حسن (حسین؟) بن هیثم بصری

 مهندس بصری نزیل مصر، معروف به ابن هیثم (۴۳۰-۳۵۴) که در غرب در آثار لاتینی سده‌های میانه به آونتان یا آوناتهان و بیشتر به آلهازن شناخته می‌شود، از دانشمندان سرشناس ایرانی و یا عرب است که در زمینه شناخت نور و قوانین شکست و بازتاب آن نقش مهمی ایفا کرده‌است. شرح اصول تاریک‌خانه و اختراع ذره‌بین از کارهای برجستهٔ این دانشمند مسلمان است.به دید برخی پژوهشگران او نخستین دانشمند جهان است که سرعت صوت را محاسبه کرده‌است. او با معیارهای متعارف اندازه‌گیری در زمان خود، که واحد ذرع بود، سرعت نور را محاسبه کرد و دور کره زمین را اندازه گرفت. وی نخستین کسی است که به بررسی خواص نور پرداخت.

ابن هیثم رساله‌ای در نور نوشت و ذره بین را کشف کرد. به نسبت زاویه تابش و زاویه انکسار پی برد و اصول تاریکخانه را شرح داد و در مورد قسمت‌های مختلف چشم بحث کرد.

شهرت ابن هیثم در نجوم بیشتر به سبب تالیف رساله‌ای است به نام مقاله فی هیئته العالم.

وی آسمان را متشکل از مجموعه‌ای از پوسته‌های کروی (با افلاک) هم مرکز فرض کرده‌است که بر هم مماسند و درون یکدیگر می‌چرخند، در داخل ضخامت هر پوسته، که نماینده فلک یکی از سیارات است، پوسته‌های هم مرکز و خارج از مرکز و کرات کامل دیگری وجود دارد که بترتیب با افلاک خارج از مرکز و افلاک تدویر متناظرند. همه پوسته‌ها و کره‌ها سرجای خود و به گرد مرکز خود می‌چرخند، و از ترکیب آنها حرکت ظاهری سیاره که طبق فرض روی استوای فلک تدویر قرار دارد پدید می‌آید. ابن هیثم با توصیف دقیق همه حرکاتی که در کار می‌آیند، در واقع گزارشی کامل و روشن و غیرفنی از نظریه بطلمیوس درباره سیارات ارائه می‌کند، و همین نکته راز محبوبیت رساله او را آشکار می‌کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 13:15  توسط س.صابری | 

همیشه شنیده ایم که میگویند علم مرز ندارد...

اما براستی آیا این مطلب میتواند دلیلی برای فراموش کردن تاریخ علم در سرزمین خودمان باشد؟

امروز وقتی از اسطوره صحبت میشود ، انتظار داریم نام بطلمیوس و گالیله آورده شود.

 در حالی که همان نظریات را از ایرانی ها داریم.

شاید درست نباشد که مطلقا بگوییم فلان نظریه ی فلان دانشمند غیر ایرانی بر اساس نظریه فلان دانشمند ایرانی است.

 چرا که شرایط حاکم بر زمان ایجاب میکرده تا دانشمندان اختر شناس دست به تحقیق در باره موضوعی بزنند و تعجبی نیست که نظریاتی مشابه داشته باشند.

اما موضوع ناراحت کننده این است که ما آموخته هایمان را از غربی ها میگیریم و یاد گرفتیم که علم را وارد کرده ایم.

 به ما آموخته اند که تاریخمان را آنطور بنویسیم که یاد گرفته ایم و اینچنین است که نام دانشمندان پارسی از یاد ها گم میشوند.

امروز ایران ما شبیه دوران حمله مغول است. مغول ها برای اینکه حکومت را قدرتمند در دست بگیرند علم مکتوب را سوزاندند و مردم را در جهل نگاه داشتند.

ما نیز اینگونه ایم. تاریخ سرزمین مان را در افکار میسوزانیم و پیروی از غرب را افتخار میدانیم.

افتخار میکنیم که میدانیم گالیله ۴۰۰ سال ژیش از تلسکوژ استفاده کرد.

فراموش کردیم که گالیله اولین استفاده کننده تلسکوپ بوده. تلسکوپی که در ایران بدست ابن هیثم بصری ساخته و پرداخته شد.

اما نه به قصد ساخت تلسکوپ بلکه به عنوان یک دوربین...

پس تلسکوپ و اختراع و به کارگیری آن که دو امر پیوند خورده اند کاری است مشترک بین گالیله و ابن هیثم.

این معنی واقعی این جمله است " علم مرز جغرافیایی ندارد اما تاریخ ... (؟)"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 20:15  توسط س.صابری |