تبليغاتX
نجوم 86
وبلاگی برای ارائه مطالب و منابع مفید نجومی

ماراتن مسيه ايران رقابتي ميان جمعی منتخب از رصدگران اعماق آسمان از سراسر کشور است که از سال ۱۳۸۰ برگزار مي‌شود. دقت و کيفيت اين برنامه، ملي بودن، نوع برگزاری و نظارت داوران، آن را در مقايسه با ماراتن های مسيه در ديگر کشورهاي جهان منحصر به فرد کرده است. در اين رقابت رصدگران باتجربه با ابزار رصدي خود (تلسکو‍پ يا دوربين دوچشمي مناسب) طي يک شب ۱۱۰ جرم فهرست اجرام ژرف ‌آسمان مسيه را جستجو مي‌کنند. این اجرام شامل شماري از زيباترين سحابي‌ها، کهکشانها و خوشه‌هاي ستاره‌اي آسمان هستند. زمان مناسب براي ديدن تمام اين اجرام در طول يک شب، فروردين و ارديبهشت هر سال است.  ...

ثبت نام

بقیه را در ادامه مطلب ببینید

 

پیش از این پیشنهاد میکنم اگر اولین باری است که قصد شرکت در این رقابت را دارید ، به توصیه انجمن نجوم ایران در باره مهارت شما در رصد بیش از ۷۰ ٪ اجرام توجه چندانی نکنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 14:20  توسط سجاد صابری | 
امیرحسام صلواتی : نجوم نیوز : http://nojumnews.com     
 
کمتر پدیده کیهانی به اندازه دنباله ‏دارها باعث ایجاد بیم و ترس در بشر شده ‏اند. به طور خاص می‏ توان به دنباله‏ دار هالی اشاره کرد که در تلمود (یکی از کتب مقدس یهودیان) از آن به این صورت یاد می ‏شود...

کمتر پدیده کیهانی به اندازه دنباله ‏دارها باعث ایجاد بیم و ترس در بشر شده ‏اند. به طور خاص می‏ توان به دنباله ‏دار هالی، که آخرین بار در سال 1986 دیده شد، اشاره کرد که در تلمود (یکی از کتب مقدس یهودیان) از آن به این صورت یاد می ‏شود: «ستاره ‏ای که هر هفتاد سال یک‏ بار ظهور می ‏کند و باعث اشتباه ناخدایان کشتی ‏ها می ‏گردد». در سال 1066 میلادی، مشاهده این دنباله ‏دار درست پیش از جنگ هیستینگز (Battle of Hastings)، به عنوان نشانه ‏ای از بدشگونی تلقی شد. گفته می ‏شود در سال 1456، پاپ کالیکستوس سوم (Pope Callixtus III) دنباله‏ دار هالی را تکفیر کرده است.

دانش جدید البته به دنباله ‏دارها به صورت دقیق ‏تری می‏نگرد. امروزه می‏ دانیم که دنباله‏ دارهایی مانند هالی، توده‏ هایی مرکب از غبار و یخ هستند که در مدارهای به شدت بیضوی (بیضی­ هایی با خروج از مرکز نزدیک به یک) به دور خورشید می‏ گردند. دنباله‏ی زیبای دنباله‏ دارها ناشی از برخورد آن‏ها با ذرات بادهای خورشیدی است. ما حتی می‏ دانیم منبع دنباله‏ دارها از کجاست: آن‏ها اجرامی متعلق به کمربند کوییپر هستند که توسط نپتون و اورانوس از مدار اصلی خود خارج می‏ شوند.

 

Image
دنباله دار هیل- باپ، یکی از درخشان تزین دنباله دارهای قرن بیستم

اما در این میان مشکلی وجود دارد. برخی دنباله ‏دارها، نظیر دنباله ‏دار هیل-باپ که آخرین بار در سال 1997 از نزدیکی زمین گذشت، خیلی دیر به دیر ظهور می ‏کنند. بنابراین مدار این دنباله‏ دار باید بسیار بزرگ باشد، آن‏قدر بزرگ که نمی‏ تواند متعلق به کمربند کوییپر باشد. به همین دلیل بسیاری از منجمان این‏طور نتیجه می‏گیرند که منظومه شمسی در همه جهات توسط ابر نازکی از اجرام احاطه شده است که میلیاردها سال قبل توسط گرانش سیارات غول‏ پیکر منظومه از همسایگی خورشید به بیرون پرتاب گشته‏ اند.

وجود این ابر که به یاد ستاره‏ شناس هلندی، جان اورت (Jan Oort)، ابر اورت نام‏گذاری شده ‏است، اولین بار در سال 1950 مطرح شد. ابر اورت هرگز مشاهده نشده است اما در صورتی که دنباله‏ دارهای با دوره تناوب طولانی منشاء مشترکی داشته باشند، این منشا باید جایی 1000 برابر دورتر از مرزهای بیرونی کمربند کوییپر باشد. در چنین فاصله زیادی، دیگر این سیارات نخواهند بود که باعث خروج دنباله‏ دارها از مدار خود می ‏شوند، بلکه نیروهای کشندی کهکشان راه شیری و ستارگان همسایه این نقش را ایفا خواهند کرد. با این تفاسیر، ابر اورت حقیقتا مرز بین منظومه شمسی ما و فضای خالی است.

بدبختانه اگر پیدا کردن سیاره X دشوار است، یافتن ابر اورت به یک کابوس می‏ ماند. ابر اورت بسیار کم ‏نور و دور است. به علاوه اجزای تشکیل‏ دهنده آن این ‏قدر کوچکند که توسط تلسکوپ‏ ها قابل مشاهده نیستند. این به شدت مایه تاسف است، چرا که شمردن و تخمین اندازه این اجرام به ما کمک می‏ کند تا تصویری از محل تولد خورشید داشته باشیم و احتمالا سرنخی از مواد خامی به دستمان می‏ داد که سیارات غول ‏پیکر از آنها ساخته شده ‏اند.

تا به امروز، تنها اطلاعات مربوط به این قلوه‏ سنگ‏های کهن از دنباله‏ دارهای سرگردان و اجرام بزرگ کمربند کوییپر، که احتمالا ترکیبات مشابهی دارند، به دست‏آمده است. به نظر یکی از پژوهشگران سیاره ‏ای به نام هال لویسون (Hal Levison) «این کار درست مانند این است که بخواهیم از بیرون آب و با مشاهده باله‏ ها و دم یک نهنگ شکل آن را حدس بزنیم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 17:25  توسط سجاد صابری | 
فاطمه همتیان : نجوم نیوز: http://nojumnews.com

جهان برای بیشتر ما انسان ها غیرقابل تصور و بیکران است. كیهان شناسان اما اینگونه فكر نمی كنند. آنها چنین احساس می كنند که درون مرزی محصور شده اند.

جهان برای بیشتر ما انسان ها غیرقابل تصور و بیکران است. كیهان شناسان اما اینگونه فكر نمی كنند. آنها چنین احساس می كنند که درون مرزی محصور شده اند. هر قدر هم كه تلسكوپ های بزرگتری بسازند باز تا مرز محدودی قابل مشاهده است. درعرصه آسمان ما تنها می توانیم تا مرز 45 میلیارد سال نوری را ببینیم و این محدوده به این دلیل است كه نور مربوط به پیش از این زمان هنوز به ما نرسیده است.

ما با این خیال كه در پس این جهان بیكران - كه گویی ما به گوشه ای از آن دوخته شده ایم- چه چیزهایی نهفته است مبهوت مانده ایم. 

بهترین امیدی كه داریم این است كه با تلفیقی از شانس و گوش به زنگ بودن، روزنه ای به ساختار جهان بگشاییم: پنجره ای پیدا به مکانی پنهان در فراسوی لبه جهان. اکنون «ساشا كشلیكسكی»(Sasha Kashlinsky) بر این باور است كه اتفاقاً در لب این پنجره قرار گرفته است.

كشلیكسكی، از دانشمندان ارشد ناسا در مركز پرواز فضایی گودارد، سالهاست كه در مورد چگونگی حركت خوشه های سرکش كهكشانی در خلاف جهت انبساط عالم مطالعه می كند. او و همكارانش سرعت حركت این خوشه های كهكشانی را 1000 كیلومتر بر ثانیه اندازه گرفته اند. سرعتی بس فراتر از بهترین تصور كیهان شناسانه ای كه ذهن ما یاری كند. همچنان غریب، اینطور پیداست كه هر یك از این خوشه ها كه در محدوده صور فلكی قنطورس و بادبان (پراع) قرار دارند شتابان به سمتی از آسمان در حركتند.

كشلیكسكی و تیم همراهش مدعی هستند كه مشاهدات ایشان نخستین سرنخ ها در خصوص آنچه در فراسوی افق کیهانی اتفاق می افتد را بدست می دهد. این یافته به ما می گوید كه جهان در نخستین لحظه پس از انفجار بزرگ چگونه بوده است و اینکه آیا جهان کنونی ما تنها یکی از چندین جهان موجود است یا خیر.  دیگران به این اندازه مطمئن نیستند. در مقابل این ایده نظریه دیگری وجود دارد که وجود جهان های دیگر را رد کرده و جهان کنونی را ناشی از شکاف در یکی از اصول بنیادین کیهان شناسی می داند. اصلی که می گوید جهان ایزوتروپیک است یعنی از همه جهات یکسان بنظر می رسد. این امر مستلزم مشاهدات دقیق و موشکافانه است.

www.nojumnews.com

 

اکنون همه همکاران مات و مبهوت مانده اند. «لورا مرسینی» از دانشگاه چپل هیل می گوید:" این كشف به انبوه معماهای ما در مورد كیهان شناسی می افزاید." معمای اصلی اما مسأله 95 درصد حجم دنیا است كه شامل ماده تاریك نادیدنی ایست كه گویی كهكشان ها را كنار هم نگه می دارد و انرژی تاریك مرموزی كه گویی انبساط جهان را شتاب می­بخشد. از اینرو  كشلیكسكی این معمای جدید را "شار تاریك" نام نهاده است.

او با بررسی علائم حركت خوشه های كهكشانی که تا فاصله 5 میلیارد سال نوری قرار دارند موفق شد تا سرعت آنها را در زمینه ریزموج کیهانی-حرارت باقی مانده از انفجار بزرگ- اندازه گیری کند. بطور كلی فوتون های موجود در زمینه ریزموج کیهانی بی وقفه میلیاردها سال نوری را در فضای میان ستاره ای طی می­ کنند اما هنگام عبور از یک خوشه کهکشانی با گاز یونیده و دغیکه در فضای بین کهکشان هاست برخورد می کنند. فوتون های پراكنده شده توسط این گاز بصورت یک اغتشاش کوچک در دمای زمینه ریزموج کیهانی ظاهر می­ شوند و اگر كهكشان درحال حرکت باشد، اغتشاش بوجود آمده شامل انتقال دوپلری نیز می شود.

اثر انتقال دوپلری در یك خوشه منفرد بسیار ناچیز است و به همین خاطر است كه كسی خود را برای جستجوی انتقال دوپلری در چنین خوشه هایی به زحمت نمی اندازد. با این همه كشلیكسكی دریافت كه با بررسی و تحلیل تعداد بیشتری از كهكشان ها اثر انتقال دوپلری نیز به میزان قابل قبولی تقویت شده و می توان آن را اندازه گرفت.

كشلیكسكی و همكارانش با استفاده از تلسكوپ هایی كه پرتو X تابش شده از گاز یونی داخل کهکشان ها را ثبت می کردند، فهرستی از حدود 800 خوشه کهکشانی را تهیه كردند. سپس با استفاده از عكس های شكار شده توسط ماهواره  WAMPناسا، در آن مكان ها به جستجوی زمینه ریزموج کیهانی پرداختند. آنچه یافتند آنها را شوكه كرد. انتظار می رود كه خوشه های كهكشانی بصورت تصادفی و بی هدف در فضای خاص خود حرکت کنند، زیرا ماده بصورت ناهمگن در خوشه ها پخش شده است و میدان های گرانشی محلی ایجاد می كند كه آنها را در بر می گیرد. این انتظار می رود كه در مقیاس های بزرگ، ماده پراكندگی یكنواختی داشته باشد. بنابر این خوشه ها بايد با فضای در حال انتشار همخوانی داشته باشند. علاوه بر این مدل استاندارد پیشنهاد می کند كه جهان می بایست از تمام جهات به یك شكل دیده شود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 18:21  توسط سجاد صابری | 

در قسمت قبل گفته شد برای اندازه گیری در آسمان از یکاهای زمینی (کیلومتر و...) استفاده نمیکنیم و به جای آن از واحد های AU و سال نوری استفاده میکنیم. اما قطر کهکشان راه شیری که ما در آن زندگی میکنیم و یک کهکشان متوسط است ، 45000 سال نوری است. خوب باز به همان مشکل اولیه برخورد کردیم. پس باید چاره ای برای کوتاه کردن این رقم و ارقام مشابه باشد.

 

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 22:43  توسط سجاد صابری | 

نجوم یا ستاره شناسی ، یکی از قدیمی ترین علومی است که بشر از دوران غار نشینی تاکنون با آن سر و کار داشته است. و همچنین تنها علمی است که همه موجودات خواسته یا نا خواسته با آن رشد یافته اند. بر همین اصل لازم است اندکی با آسمان بالای سرمان آشنا شویم تا به تاریخ پدرانمان بازگردیم و خود را که جزئی از ستارگانیم ، بشناسیم.

برای شروع ترجیحا مقیاسی از عالم را باید تصور کنید. آرتور ادینگتون ، ستاره شناس مشهور انگلیسی برای درک این واقعیت مثالی را به کار برده است كه مشابه آن را در آيات قرآن نيز شاهديم. او اختر شناسان و مردم را به حشره کوچکی درون یک سیب زمینی شناور در اقیانوس تشبیه کرده است. که البته از لحاظ ابعاد مثال بسیار خوبی است اما از باب شناخت عالم ، او در اشتباه بوده. چرا که آن حشره چیز های زیادی در باره محیط اطراف میدانسته اما ما ...

اگر به آسمان نگاهی بیاندازید شاهد تعدادی ستاره ، یک یا دو سیاره ، هلال ماه خواهيد بود یا در شرایطی بازوی کهکشان خودمان را نیز خواهید دید. و اگر شناخت مقدماتی از نجوم داشته باشید شاید بتوانید چند صورت فلکی را نیز تشخیص دهید. این ها همه در کهکشانی موسوم به راه کهکشان (راه شيري)  هستند. که زمین ما نیز در آن قرار دارد. اما عالم به همین ها محدود نمیشود! هر ستاره خود همچون خورشیدی است که اجزایی منظومه ای دارد. خوب است بدانید تاکنون میلیون ها کهکشان کشف شده که هر کدام دارای بیلیون ها ستاره اند. ماه که نزدیکترین جرم طبیعی به زمین است حدود 400 هزار کیلومتر با ما فاصله دارد و خورشید که نزدیکترین ستاره است در فاصله ای نزدیک به 150 میلیون کیلومتری زمین به سوختن مشغول است. خوب حالا این نیاز احساس میشود که با مقیاس هایی بیش از کیلومتر وارد میدان شویم. این فاصله يعني فاصله زمين تا خورشيد را یک واحد نجومی یا یک AU مینامند.  اما اگر بخواهیم از منظومه کوچکمان خارج شویم به واحد های بزرگتری نیاز داریم. که در نجوم آن را سال نوری میخوانیم. سال نوری بر خلاف تصور بسیاری از مردم زمان نیست! بلکه مسافت است. سال نوری مسافتی است که نور در طول یک سال میتواند طی کند. که معادل 1013 کیلومتر است.( 1013 یعنی 10.000.000.000.000) و این عدد حاصل (سرعت نور در هر ثانیه) × (تعداد ثانیه های یک سال) است. ( 300000 × 365×24×60×60). نزدیک ترین ستاره به ما پس از خورشید به آلفای قنطورس مشهور است. این ستاره در فاصله 4 سال نوری قرار دارد. کهکشان راه شیری 1011 ستاره دارد.  

  ادامه دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 12:19  توسط سجاد صابری | 
سلام

 

امروز صبح طبق معمول هر روز به وسطای راه مدرسه که رسیدم خورشید بالا اومد.

اما متفاوت با روز های قبل.

انگار درخش طلائیش بیشتر شده بود.

هرروز میتونستم قرص خورشید رو ببینم.

اما امروز نورش اینقدر زیاد بود که حتی از پشت قسمت دودی شیشه تاکسی هم چشمم رو اذیت میکرد.

دیگه زیاد پا فشاری نکردم که باز چشمام مثل روز خورشید گرفتگی برفکی بشه.

هنوز نفهمیدم دلیلش چیه.( اینکه چرا امروز خورشید پرنور تر بود؟ )

ولی اینجور مسائل (اونم از نوع نجومی) به راحتی از گیر من در نمیرن.

فکر کنم باز باید مثل قضیه دهانه های ماه ۶ ماه دنبال دلیلش بگردم.

اگر میتونید کمکم کنید خوشحال میشم پیامتون رو توی نظرات بخونم.

 

شاد و موفق و پیروز باشید.


برفکی دیدن چشم ها:

با تشکر فراوان از جناب آقای طباطبایی که این مساله را شرح دادند:

سلام

میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد که دقیقا به جزییات موضوع بستگی دارد و در حالت کلی می توان گفت که نگاه کردن مستقیم به خورشید می تواند بسیار خطرناک باشد (حتی با استفاده از شیشه ی دودی و یا تلق هایی که نور خورشید را کم می کنند) یکی از پیامد ها این است که نور فرابنفش خورشید حسگر های مخروطی بسیار حساس روی شبکیه چشم را می سوزاند و چون این حسگر ها مسئول تشخیص شدت نور هستند دید شما تا ترمیم مجدد آنها که در صورت سطحی بودن مسئله مدت زیادی طول نخواهد کشید تار یا برفکی می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 16:6  توسط سجاد صابری | 

یکسال گذشت.

سال گذشته در چنین لحظاتی تصمیمم را برای دنبال کردن نجوم به صورت جدی گرفتم.

و اکنون نجوم ۸۶ یکساله است. 

این به این معناست که من یکسال است که نجوم را به طور جدی دنبال میکنم.

به راستی که زود گذشت.

همین دیروز بود که برف آمد و در تعطیلات وبلاگی ساختم به نام نجوم۸۶.

عمر ما هم میگذرد.

هیچ وقت برای خوب شدن دیر نیست. از حالا به فکر شویم...

 

شاد و موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 18:37  توسط سجاد صابری | 

انسان ازلحظه ای که پابرزمين گذاشت به آسمان مينگريست.ستاره های درخشان راميديدوميپرستيد.

مردمان باستان ازديربازباآسمان,حرکت ستارگان,تغييرفصول وتقويم آشنابودندوميدانستندکه آسمان گنبدی شکل است.باتخيل قوی که داشتندتوانستندتصاويرآسمانی رابيافرنند.بيشتراين اشکال به صورت خدايان وحيوانات اساطيری بود.بعدهااين تصاويرصورفلکی ناميده شدکه مجموعه ای ازستارگان دوريانزديک به هم ميباشد.

برخی ازاين صورفلکی بانامهای خودشان مطابقت دارندوبرخی هم نه.‏دربين تمدنهای باستانی اولين فرهنگهايی که شروع به طبقه بندی آسمان برای نامگذاری نمودندعبارتنداز:
بابلی ها, هندی ها, يونانی ها, رومی ها, چينی ها و بومی های قاره آمريکا.

انسانهای ساکن درنيمکره شمالی قادربودندکه فقط ستارگان قابل ديددراين نيمکره راشناسايی وطبقه بندي نمايند.‏

زيراستارگان عرضهای جنوبی وپايينتر,ازآن نقاط قابل رويت نبودند.درقرن دوم ميلادی,بطلميوس,ستاره شناس يونانی – مصری توانست بيش ‏از 1000 ستاره رادرقالب 48 صورت فلکی درکتاب مجستی فهرست نمايد.

اين صورتهای فلکی که يادمان دوران عتيق است,به نام صورتهای فلکی باستانی ناميده می شوند.‏

ازقرن 16 که اروپاييهابه کشف مناطق جنوبی کره زمين پرداختند,فهرست ستارگان نيمکره جنوبی برای دنيای غرب شناخته شد.

دراوايل قرن 17, يوهان باير برروی 12 صورت فلکی آسمان نيمکره جنوبی نام نهاد.‏ضمن اين که هموطن معاصراويعني ياکوب بارچ سه صورت فلکی ديگررانامگذاری کرد.‏

درسال 1687 يوهانس هوليوس توانست هفت اسم به مجموعه اضافه کند؛ ونيکلالويی دولاکايپس دريک مسافرت به مناطق جنوبی آفريقا 14 صورت فلکی ديگررانامگذاری نمود.‏ ودربين سالهای 1750 و 1754 تعداد 10.000 ستاره فهرست شدند.‏ ‏اين صورفلکی جديدرابه نام«صورفلکی نوين»می نامند.

معمولانامگذاری صورتهای فلکی باستانی براساس«شکل»آنهاست.‏صورتهای فلکی جبار و اسدظاهرا به شکلی است که آنها را ناميده اند.‏نامگذاری صورفلکی داراي نظم است.‏

صورفلکی کهن به سه دسته تقسيم ميشوند:‏

1 - حيوان‌ها و چيزهايی که با آب درارتباط اند.

2 - انسان‌ها و حيواناتی که درروي زمين‌اند.

3 - مخلوقات افسانه‌ای که به هوا پرمي‌کشند.

شگفت آنکه هريک از اين دسته‌ها در بخشی از آسمان جمعند. پرندگان وموجودات هوايی درنزديکی قطب شمال دايرة‌البروج هستند,صور زمينی همچون کمربندی دورآنهاراگرفته‌اند.موجودات آبزی هم درجنوب وزيراستوای سماوی جادارند.‏

قبل ازسال 1930 هرکسی، هرقسمتی ازآسمان رابه طوردلخواه ميتوانست به هراسمی بنامد و درنتيجه هيچ گونه مرزتعريف شده ای دراطراف صور فلکی وجودنداشت.

لذابرای رفع شبهه و ايجاديگانگی،"اتحاديه بين المللی ستاره شناسی"درسال1930 تصميم گرفت که نامهای خاصی(به زبان لاتين)به همراه مرزی مشخص براي کليه صورفلکی انتخاب کند.‏ اين همان حدودواسمهايی است که امروزه درسطح جهانی پذيرفته شده است.

درحال حاضرتعدادصورفلکی به 88 عددرسيده است که دارای شکلهای متفاوت
وابعادگوناگونی هستندکه درکنارهم چيده شده اند.‏

 منابع:نجوم پایه/سپهرنیلگون/


* صورت های فلکی در گذشته بر اساس تصورات مردم نام گذاری شده اند.

( صورت فلکی دب اکبر در کتاب صورالکواکب)

* گاهی این تصورات به واقعیت شبیه بوده اند.

( صورت فلکی جبار با استفاده از نرم افزار CyberSky 4.0)

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 11:16  توسط م.فخيمي | 

سوال مطرح شده:

چرا اکثریت قریب به اتفاق دهانه های سطح ماه دایره شکلند و مانند خراش کشیده نیستند؟

 پاسخ دبیر خانه IAU:

آقاي صابري عزيز:

ايميل ارسالي شما به دبير خانه IAU براي پاسخ به من ارجاع داده شد.

من متوجه شدم كه سوال شما به دهانه هاي ماه مربوط ميشود. بيشتر دهانه هاي ماه از ضربه شديد شهاب ها يا سيارك ها كه با سرعت زياد با سطح ماه برخورد كرده اند ، بوجود آمده است. بعضي از اين اجرام بسيار كوچكند (شايد به اندازه يك دانه جو) اما بعضي از آنها ( به ندرت) ده ها كيلومتر قطر دارند.

براي توضيح مكانيزم دهانه ها ، فقط به بررسي آنهايي ميپردازيم كه تنها 1 كيلومتر قطر دارند. اين ها ممكن است با سرعت 20 كيلومتر بر ثانيه همراه با انرژي  ضربه اي به ماه وارد كنند [كه اين انرژي] معادل 10ها بار انفجار ناشي از بمب هاي هسته اي جنگي در زمين است. در لحظه ضربه ، زماني كه سطح ماه و رويه سيارك با هم تماس پيدا ميكنند ، موجي شروع به تكان دادن پشت جرم ميكند. حالا ، امواج اين شوك حدود 5 كيلومتر بر ثانيه سرعت دارد بنابراين ميتواند در عرض 1.5 ثانيه به سطح پشتي برسد. در اين زمان ، جرم بر خورد كننده منفجر ميشود. اگر سيارك بخواهد شوك ماه را احساس نكند ، بايد از راه ديگري برود ([منحرف شود])

اكنون در 1.5 ثانيه سيارك به عمق 4 كيلومتري يا همان عمق 4 برابر قطرش در ماه نفوذ ميكند. سپس انفجاري رخ خواهد داد. انرژي حاصل از اين انفجار جنبش مانند ( انرژي سنتيك) سيارك ، اين توده را 10۰0 بار جنبش ميدهد. بيشتر ماده ([ مواد حاصل از انفجار ]) بر سطح ماه ميپاشد اما بعضي به سمت فضا پرتاب ميشوند.

قطعا همه برخورد ها به صورت عمودي نيستند اما فكر ميكنم شما قادر باشيد تصور كنيد كه چرا گودال هاي دايره شكل تعدادشان بسيار بيشتر از آثار خراش است. اين به دليل همان انفجارات است.

ارادتمند شما – ادوارد بول

متن اصلی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 14:30  توسط سجاد صابری | 
 
هرچند ۲۲ روزازآغازسال جهانی نجوم گذشته است امادوست داشتم شماهم پیام دکترنادری رابخوانید ولذت ببرید.
 

 
فضا به مثابه ابزاری برای صلح
 
فضا متعلق به همه مردم جهان است.این نکته بسیار مهمی است که باید در ذهن همه مردم جهان جا باز کند. من بیشتر اوقات می‌کوشم برای مردم جلسات گفتگو یا سمینارهایی بگذارم و معمولا در این جلسه‌های سخنرانی یکی از نقاط کلیدی که به آن اشاره می‌کنم و تقریبا در همه سخنرانی‌ها نیز آن را تکرار می‌کنم، نمایش اسلایدی است که 2 تصویر پیاپی را نشان می‌دهد. در یکی از این تصاویر مردم عکسی از سیاره زمین را می‌بینند که فضا نوردان ماموریت‌های آپولو آن را گرفته‌اند.
در این تصویر زمانی که به زمین نگاه می‌کنید کره‌ای زیبا و آبی رنگ را می‌بینید که ابرهای سپید بخش‌هایی از آن را پوشانده‌اند. شما در این تصویر یک زمین می‌بینید، زمینی واحد بدون هیچ خط و مرزی و همان طور که واقعا وجود دارد. با دیدن این تصویر به این فکر می‌افتیم که با سیاره‌ای یکپارچه مواجهیم که مهد زندگی و تمدن بشر است.
بلافاصله پس از این تصویر نقشه‌ای از یکی مناطق بحرانی سیاره زمین مانند خاورمیانه را نشان می‌دهم.

در تصویردیگری شما مردمی را می‌بینید که خودشان را به خاطر تفاوت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی و نژادی از هم جدا کرده‌اند. ما خودمان همه این جدایی‌ها را به وجود آورده‌ایم و تمام آنها ساخته و پرداخته ذهن ما و مصنوعی است.

زمانی که ما در اندیشه این تفاوت‌ها غرق می‌شویم، تنها چیزی که باقی می‌ماند اختلاف‌های غیراساسی است و فقط تفاوت‌ها را می‌بینیم، اما هنگامی که از دور به این سیاره می‌نگریم این تفاوت‌ها رنگ می‌بازد و زمینی را می‌بینیم که خانه همه ماست. همان طور که قبلا هم گفته‌ام اگر زمانی ما به مریخ یا گوشه دیگری از کیهان سفر کنیم، به نام انسان و بشر این کار را انجام خواهیم داد و نه به عنوان فردی، ایرانی، چینی، آمریکایی یا فرانسوی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 21:46  توسط م.فخيمي |